هادى خسرو شاهى
97
خاطرات مستند سيد هادى خسرو شاهى درباره علامه طباطبايى ( فارسى )
مرجعيت و نام و نشان بودند و نه پولى داشتند كه مثلًا شهريهاى به طلاب خود بدهند و افراد را به درس يا دور خود جمع كنند و در واقع هر دو بزرگوار ، در معيشت خود با مشكل مواجه بودند . آنچه كه در محضر اين دو بزرگوار مطرح بود ، علم بود و فلسفه و عرفان و معنويت . در بالاترين مرتبهء مفهوم كلمه . . . حضور در بيت و درس دين دو بزرگوار و ديدارشان ، هميشه و همواره ، شيرين بود . چون همراه با روح و آرامش و معنويت و خلوص و اخلاص بود كه البته يادش بخير باد ! . . . س : آخرين ديدار جناب عالى با استاد علامه چه زمانى بود ؟ ج : تقريباً چند ماه قبل از رحلت ايشان در سال 1360 ، من چون به عنوان مسؤول نمايندگى جمهورى اسلامى ايران در واتيكان عازم به كشور ايتاليا بودم ، براى خداحافظى خدمت ايشان رسيدم . ضمن اظهار لطف ، دو نكته و رهنمود را يادآورد شده و گفتند : اول اينكه : مفهوم آيهء شريفهء « قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا اللَّهَ . . . » را به آقايان آنجا يادآور شويد و اشاره كنيد كه هرگونه تعصبورزى و اختلافات مذهبى بايد براى خاطر نجات بشريت از بيمارى سقوط و مادىگرايى ، كنار گذاشته شود . نكته دوم هم يك تذكر خصوصى به حقير بود كه در يك جمله خلاصه فرمودند : مراقبه و محاسبه در همهجا و هميشه . . . و اين آخرين رهنمود در آخرين ديدار ، در اوايل سال 1360 بود . . . « 1 »
--> ( 1 ) . مجله « پنجره » ، چاپ تهران ، سال اول ، شماره 23 ، مورخ آذر ماه 1388 ، صفحه 78 - / 80 .